تبلیغات
کردوان سفلی - زندگی نامه معلم اخلاق مرحوم علی دولاب نیا

زندگی نامه معلم اخلاق مرحوم علی دولاب نیا

سه شنبه 12 اسفند 1393 23:30

نویسنده : حمید شاهین
در دوم ابان ماه سال ۱۳۵۲ در یک خانواده مذهبی و متدین به دنیا امد . تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در روستای کردوان علیا و سفلی گذراند و برای ادامه تحصیل در دوره دبیرستان به خورموج رفت و در دبیرستان ابوذر غفاری در رشته ادبیات و علوم انسانی درس خواند و در این رشته دیپلم گرفت . در سال ۷۳ در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته اموزش دینی و عربی در مرکز تربیت معلم شهید رجایی برازجان قبول شد و سال ۷۴ در تربیت معلم علامه طبا طبایی بوشهر درس خواند و مدرک کاردانی در رشته دینی و عربی را اخذ نمود . در سال ۷۵ بصورت حق التدریس به استخدام اموزش و پرورش درامد و از سال ۷۶ به استخدام رسمی اموزش و پرورش درامد و در ان سال و سال ۷۷ در کلل دشتی به تدریس پرداخت و از سال ۷۸ کار خود را بعد از انتقالی به اموزش و پرورش کاکی ادامه داد و از ان زمان بعنوان نیروی نمونه کار میکرد . علی در سال ۸۰ در ازمون کاردانی به کارشناسی شرکت کرد و در رشته الهیات و معارف اسلامی دانشگاه بوشهر درس خواند و در این رشته مدرک کارشناسی اش را اخذ نمود .
   در دوم فروردین ۸۰ با یک خانواده مذهبی وصلت و عروسی نمود و ثمره زندگی اش سه فرزند بنام ابوالفضل و امیر محمد و فاطمه زهرا می باشد . تدریس در مدارس راهنمایی شهید بهشتی شیخیان و عصمت و فایز کردوان و شهید ماهینی کردوان سفلی و مدارس راهنمایی گلستان و زیارت و دبیرستان دخترانه حجاب کردوان سفلی بعنوان مدیر در کارنامه ارزشمند ایشان دیده می شود و از سال ۸۸ تاکنون مدیریت دبیرستان شبانه روزی امام علی زیارت ساحلی را بعهده داشت مدیری متعهد و پرتلاش و خستگی ناپذیر و دلسوز که با جان و دل کار میکرد . 
   علی در دوران کوتاه عمر خود به بهترین شکل ممکن زندگی کرد و به یقین الگوی بسیاری از جوانان خواهد بود و همیشه جاودانه خواهد ماند . خادم و محب راستین اهل بیت بود و در تمام مراسمات اجتماعی و مذهبی بعنوان بزرگتر و رهبر روستا کار و عمل میکرد هیچ کاری برایش عار نبود و در کنار شغل اصلی خود به کشاورزی و باغداری و ... می پرداخت .او نماد و سمبل زیبایی روستای میته بود از خصوصیات برجسته ایشان میتوان به تواضع و خاکی بودن اشاره کرد اصلا اهل غیبت کردن نبود و با همه افراد بزرگتر و کوچکتر از خود برخورد یکسان داشت او موفق شد چند بار به مشهد به زیارت امام رضا برود و در شهریور ۹۱ نیز به همراه خانواده به کربلای معلی و نجف مشرف گردید . 
   علی درزندگی فوتبالی هم بسیار موفق بود و در تیم میته سالهای درخشانی را در پست هافبک وسط پشت سر گذاشت و گل های او هنوز در ذهن فوتبالدوستان زنده است در روزهایی که تیم میته با کمبود بازیکن مواجه بود علی با دوندگی اش در زمین این کمبود را جبران میکرد و تنها بازیکن تاریخ فوتبال میته می باشد که سابقه حضور در فینال بازیهای عید نوروز در تیم های استقلال اسماعیل محمودی و کردوان علیا را دارد . سرانجام تقدیر و قضای الهی کار خودش را کرد و علی چهره محبوب روستای میته و منطقه کاکی در غروب دلگیر جمعه ۲۴ بهمن ماه ۹۳ بعد از ده ساعت فعالیت روزانه در خانه خدا دعوت حق را لبیک گفت و به سمت معبودش پرواز کرد و مردم قدر شناس در تشییع جنازه ای بی نظیر در استان علی را در ۲۵ بهمن به خاک سپردند . روحت شاد و نامت تا ابد جاوید برادر عزیزم . سنگین است تحمل کردن مرگت برای همه از جمله مادر عزیز و همسر گرامی و فرزندانت و برادر و خواهرانت و تمام مردم منطقه و روستای دوست داشتنی میته . دلنوشته ای از برادرت هادی که مرگ تو امید به زندگی را برای او پایین اورده است . مرد خدا روحت شاد .



دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: سه شنبه 12 اسفند 1393 23:32



دوست علی
دوشنبه 25 خرداد 1394 16:02
وقت باورم نمی شود.در یک مدرسه در یک تیم با حضور خالشانه و مهربانانه اش ،همیشه به من امیدواری می داد.در کنار همدیگر در مدرسه ابوذر غفاری خورموج توپ میزدیم.صفا و صمیمیتش هیچ وقت تمام نمی شود و حضورش کماکان در کنارم لمس می کنم.خوبی ها هیچ وقت از بین رفتنی نیست
دوست
سه شنبه 19 اسفند 1393 11:31
سلام و درود به روح پاك و مطهر دوستم علی . علی جان بخدا دلم برات تنگ شده خیلی هم تنگ شده ، دل خیلیها برات تنگ شده ،اینروزها دلم خیلی هوات میكنه ، دیگه نمی بینمت، پیدات نیست ، هیچ جا پیدات نیست، اما خاطراتت هنوز هست خنده هات شوخی هات نگاه پاك و ساده ات هنوز . . . دیگه توی صف نماز جماعت مسجد حضرت حجت نمی بینمت، دیگه توی صف نماز جمعه با اون پیراهن ساده و شیك سفیدت نمی بینمت . آره میدونم خوب هم میدونم دیدنت برام یه رویا شده آخه دردم اینه كه دیگه تو رویاهام هم نمیای به خودم میگم نكنه ازم رنجش داری ؟ نكنه ازم دلگیری؟ علی چند روز پیش امام جماعت مسجد چند دقیقه ای ازت یاد كرد از خوبیهات گفت از سادگی و خاكی بودنت گفت خیلی بغض كردم دسته جمعی توی مسجد برات فاتحه خوندیم . هنوز رفتنت را باور ندارم خیلی ها رفتن تو را باور ندارند اما حیف و صد حیف كه . . . علی راستی یادت میاد وقتی بهم میرسیدیم چقدر سر به سر هم میذاشتیم؟ روزای بارونی یادت میاد؟ میگفتی هر وقت بارون میاد اگه خورموج باشم حتما میرم ولات . میگفتی آخه دوست دارم روزای بارونی توی ولات باشم. میگفتی توی ولات باشی و بارون بیاد خیلی باحاله. علی عید نوروز داره میاد ،بهار داره از راه میرسه ، مسابقات فوتبال داره كم كم شروع میشه . آخه كجا دنبالت بگردم؟ كجا پیدات كنم؟ یه دل سیر كنارت بشینم و . . . هی هی هی امان از بی وفایی دنیا.
علی امروز اومدم سر مزارت ، اومدم باهات تنهایی حرف بزنم اما نشد یعنی موقعیت جور نشد آخه یه بنده خدا داشت سر مزار برات قرآن میخوند . موقع رفتن در دل گفتم چون چاره نیست میروم و میگذارمت ، ای رفته از دست به خدا می سپارمت.
پنجشنبه 14 اسفند 1393 01:32
روحش شاد
ذاکر
پنجشنبه 14 اسفند 1393 01:17
غم نبود علی واقعه بزرگه... خدا ان شا الله به خانواده و بستگانش صبر بده...الفاتحه مع الصلوات
ذاکر
پنجشنبه 14 اسفند 1393 01:17
غم نبود علی واقعه بزرگه... خدا ان شا الله به خانواده و بستگانش صبر بده...الفاتحه مع الصلوات
هادی‏
چهارشنبه 13 اسفند 1393 17:30
جناب‏ ‏اقای‏ ‏محمدی‏ ‏از‏ ‏انعکاس‏ ‏چند‏ ‏مطلب‏ ‏درباره‏ ‏مرگ‏ ‏ناباورانه‏ ‏و‏ ‏زود‏ ‏هنگام‏ ‏مرحوم‏ ‏برادرم‏ ‏از‏ ‏شما‏ ‏متشکرم‏ ‏و‏ ‏از‏ ‏مردم‏ ‏محترم‏ ‏روستای‏ ‏کردوان‏ ‏سفلی‏ ‏و‏ ‏تمام‏ ‏مردم‏ ‏روستاهای‏ ‏منطقه‏ ‏که‏ ‏در‏ ‏این‏ ‏مصیبت‏ ‏بزرگ‏ ‏در‏ ‏کنار‏ ‏ما‏ ‏بوده‏ ‏و‏ ‏اشک‏ ‏ریختند‏ ‏کمال‏ ‏تشکر‏ ‏را‏ ‏دارم‏ ‏انشا‏ ‏الله‏ ‏در‏ ‏شادیهای‏ ‏تک‏ ‏تک‏ ‏این‏ ‏عزیزان‏ ‏شریک‏ ‏باشیم‏ ‏
پاسخ حمید شاهین : سلام بر آقای دولاب. ضمن عرض تسلیت خدمت شما عرض کنم که مرحوم آقای دولاب متعلق به یک یا چند خانواده یا یک روستای خاص نبود. بزرگ و عزیز همه روستاهای دهستان کبگان بود که ناباورانه از میان ما رفت.
بنده هم چیزی جز انجام وظیفه کار خاصی انجام ندادم.
پیروز و موفق و سربلند باشید.
علی
چهارشنبه 13 اسفند 1393 15:53
روحش شاد و یادش گرامی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.